کاینات جمع شده منو از لونه ام بکشه بیرون، آخرش موفق شد!
پیامک اومده فردا دو ظهر نوبت چشم پزشکی داری.
ثبت نام دانشگاه دارم، سوال پیش اومده باید برم مدرسه.
لپ تابم را باید از تعمیرگاه بگیرم،
کتابخونه باید کتاب بگیرم،
باید آفتابی بکنم خودمو خیییلی وقته مدرسه نبوده ام.
خلاصه که، فردا میرم مدرسه، به حول و قوه الهی البته.
امیر همسایه صدا زده، شلوار لی خریده میگه بپوش ببین بهت میاد بردارش! بهم نیومد، یکی دیگه داد! کسخل شده! دوتاشلوار، یک کوله لپ تاب و یک لپ تاب دست دوم امروز براش رسیده. تمامشونو هم پس میفرسته! به نظرم روان شناس ها و جامعه شناسها میتونند رو بانک اطلاعاتی شرکتهایی مثل آمازون، طلا کشف کنند! چشونه ملت هی میخرند هی پس میدن! روان پریشی دارند؟
پس،فردا زودپزشو میارند...
دوتا کوله دیگه هم سفارش گذاشته...
تاریک بشه برم یکم بدوم. تمام وقت خونه بودم...