یک نیم لیوان برنج گذاشتم شله زرد بشه. الانه چند پر زعفرون دادم دستش. تشکیلات دم کردن زعفرون و یخ و آبجوش و ظرف مناسب نداشتم دیگه صاف ریختم تو قابلمه زعفرون خشک را، با همون آب قابلمه دم بکشه دیگه. چه فرق داره.
عطرش هواست لامصّب!
نمی دونم واقعا ایران اینقدر عطر فضا خوب بود که این بوها اونجا به مشامم نمیومد؟!!
بگذریم
یک ساپورت پیشکشی ما داریم ها. مشکی رنگ. یکی رفقا خرید برامون. الان رو کولمه!
والله هرچی فکر کردم چی بندازم سر شونه ام که پشت کتفم گرم بشه و هی نیفته و الخ، هیچی بهتر از این شلوار به ذهنم نرسید! الانم شال گردنش کرده ام رو دوشم، ماه!
دستت درد نکنه هرچند، باهات سر سنگینم جناب رفیق مزبور! عوضی!
شام پیتزا می ذاریم. خمیرشو گذاشته ایم استراحت کنه. گوشتش سرخ شده آماده است. خمیر ور بیاد و گشنه ام بشه، پهنش می کنم کف فر.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 0:25 توسط آرش
|