چندی قبل یک مقاله پیدا کردم از اساتید دانشگاه یزد. مفصل کار کرده بودند و چهار نفر سبیل به سبیل اسم گذاشته بودند با یک ایمیل. 

بهش ایمیل زدم که فلانی، متن فارسی مقاله ات را می دی؟

جواب نداد

یکماه بعدش رفتم ببینم بقیه را می تونم پیدا کنم. سایت  دانشگاه یزد را که باز می کردی فقط بلد شده بودند یک عکس از یک کلاس مختلط که چندتا شل حجاب توش بودند بذارند. هرچه کردم به لیست اساتید به ایمیلشون به یک  دسترسی ازشون دست پیدا کنم، نشد!

البته ممکنه عین سایت اداره مالیات یا سایت اداره برق، اون سایت هم ایران کار کنه و اینجا باز نشه. نمی دونم. بهرحال، بازم به خود یارو ایمیل زدم که فلانی، هنوز رو اون موضوع کار می کنی؟ .می شه منو کانکت کنی به هرکی روش کار میکنه؟

سه خط جواب داده، سلام، دیگه کار نمی کنم. 

تمام!

بعد این پسره هم کلاسی من دیروز ایمیل زده به استاد، فلان اسلاید ریز محاسباتش را بده، طرف همون دیروز فرستاده براش!

فرق استادی که می شینه اتاقش کار می کنه مساله طرح می کنه تکلیف تصحیح می کنه با،

استااااااااااد عظمی در دانشگاه یزد که به تخمشه کاری که کرده! کرده و ول داده! انگار بگی فقط بریزی توش و هنوز سه ماهش باشه طلاق بدی بگی من نبودم! خوب تو بودی گاو! گوساله! بیا اشتباهتو بهت بگم درست کن! بیا بگو ببینم اینها را از کجات در کردی مرز علم را تکون دادی خب!

زیاد قهوه تلخ می بینم، عین یارو هی تشدید می شم انگار!

چقدر سریال مزخرفی ساخته این مدیری! افتضاح کارنامه اش این قهوه تلخ است به قرعان!

و چقدر ما فقیر شده ایم تو دنیای تولید محتوی که علف این بابا را باید بخریم و بخوریم و برای هم تعریف کنیم و باهاش شاد بشیم حتی!