امروز یک مشکل از دیوید حل کردم! به قول معروف تو یک منفی اشتباه کرده بود و طفلک نمی تونست پیداش کنه. به قول خودش هفت ساعت معطل شده بود!

کارها همه اش همینه. سر اندک چیزی خیلی وقت می سوزه و بعد می بینی همه اش کار کردی و هیچ کارت جلو نرفت است.

من امروز یکی دیگه از درسهامو کار کردم. یکم باید می نوشتم که نوشتم. مقاله خوندم و هرچی بیشتر م یخونم می بینم انگار کار درشت تر از چیزی است که تو ذهن من است. واقعا ممکنه بیش از سه سال طول بکشه و من منابع مالی ام کفاف نمی ده. دارم سعی می کنم ببینم کجا دیگه این کار را می کنند که بتونم لینک بشم بهشون و پروژه ام را بخشی از کار اونها تعریف کنم که از اونها پول بگیرم منتهی، انگار موفق نبوده ام تو این کارم. نشده تا الان جایی را پیدا کنم...

یک سر زدم کانال تلگرام

سی و دو تا عضو داره. بعد یک دکلمه که من با صدای یواش و گرفته و بریده بریده نصف شب گذاشته ام 42 بار دیده شده است!

جن داره به نظرتون؟!

خوردنی ها که هنر محسوب می شه در واقع، کمتر از سی بار!

قشنگ می شه مطالعات اجتماعی کرد روی مجموعه با توجه به سلیقه هایی که از خودشون بروز می دن!

برم یک دوش بگیرم بیام یکم بخونم...

شام جاتون خالی ماهی گذاشتم. سه تا ماهی خریدم به 0.9 یورو. یکی اش فکر کنم سن بالا بود موقع تمیز کردن نصف گوشتشو کنده بود و ریخته بود نامرد! می خواستم شراب هم بخرم که باز سرم نشد و نگرفتم.