وارون از انتظار
گاهی،
آدم می خواد یک قلپ آب بخوره، گلوش از تحریک در بیاد، آروم بشه
این آبه چپکی می ره سمت ریه
ایننننننننننقدر سرفه می کنه،
که اگه آب نمی خورد و صافش نمی کرد راحت تر بود !
به قول سعدی،
صیاد نه هر بار شکاری گیرد
باشد که یکی بار پلنگش بدرد !
نجفی را عرض می کنم!
خواست بخوابونه حسّشو، حسّش خوابوندش!
خبرنگاری که باید عین سگ ساعتها پشت درش می ایستاد تا یک وقت ملاقات می گرفت،
چه عقده گشایی ای می کرد وقتی گزارش خرد شدنش را می داد!
من به نظرم، نباید قصاص بشه.
+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 20:4 توسط آرش
|