خب، لالا کردید همه؟

من یکساعته برگشتم خونه

رفتم تو کوچه به قول ما پسرها کس چرخ!

چرخ زدن بیخودی و بی هدف.

صاحبخونه که اومد و رفت، ساعت شش بود. دیگه زدم بیرون. بیست دقیقه ای راه رفتم و رسیدم مرکز خرید

یکم دنبال یک کیف دوشی گشتم. نبود سایزی که من دوست دارم و چرم خالص و الخ

دیگه یکم شلوارک نگاه کردم، حدود 40 یورو! چه خبره به قرعان! 

دیدم فایده نداره، رفتم بخش آشپزخونه ای! همه چیزهاشو گشتم یک ظرف پلاستیکی یا شیشه ای پیدا کنم در داشته باشه، گرد و گود باشه و بشه هم خمیر نون توش درست کرد هم خمیر کیک. هیچی نبود! دست خالی برگشتم عملا!

دیگه یک سری به فودکورتش زدم و تو صف پیتزا هات یک عاااااااالمه وقت ایستادم. نوبتم که شد، یک قاچ پیتزا فقط سفارش دادم! دو تاش، در گرسنه ترین حالت هم زیاد بود برام. تجربه کرده بودم قبلا. نوشابه هم که حال نمی کنم. خلاصه یک قاچ پیتزا به 1.6 یورو خریدم و راستش خوشمزه نبود اندازه اونی که با آبجی خریدم. فقط نمی دونم چرا اونبار چهارقاچ پيتزا با دو تا نوشیدنی شد 11 یورو، اگاه هر قاچ پیتزا 1.6 یورو بوده است!

بذار، هر قاچ اونروز 1.85 بوده گویا! بهرحال خوشمزه تر بود. جای دیگه ای بود، شایدم امروز سیر بودم. بهرحال اگه نمی خریدم قطعا بچه ام قلوچ می شد!

خلاصه رفتیم تو خرت و پرت فروشی اش، بالاخره زردچوبه پیدا کردم!! شکلات هم برداشتم. جو پرک هم یافتم. یکی از کارمندان را کلی معطل کردم که برام کشک، یا به قول این زف نامرد، kefla پیدا کنه، نتونست! یک سرچی هم کردم و دئودورانتی که این یارو به خودش می زد را یافتم! خریدمش! گرگ و میش بود که زدم بیرون و سر راه از لیدل هم آرد و شیر و سلفون خریدم و خلاصه، خدمت شمام

تا برسم خونه آبجی هزار بار زنگم زده بود و نشنیده بودم تو خیابون. گناه داشت. باید بهش اطلاع بدم اینور اونور رفتنمو. همیشه همینه. تا آدم هست کسی کاری نداره همینکه دو دقیقه یکجا غیب بشی ،نگران می شن...

این تاول رو انگشتم انگار می خواد بیشتر بشه! چه کنیم ای وی؟!!

این پسره بوگندو از اسپانیا اومد! خونه را بو برداشت! الان رفته حموم! صاحب خونه گفت ظاهرا یکیشون یکماه و نیم دیگه می ره یکیشون دو ماه دیگه. یک پسر برزیلی گویا میاد جای این رومانیایی. اون یکی اتاق که مستر هم هست هنوز بی مشتری است. 320 یورو در ماه. بهش گفتم اتاق منو خیلی گرون داره حساب می کنه. فکر نمی کنم کم کنه منتهی، حداقل بدونه. خرج در رفته اتاق من 100 یورو براش داره. اتاق رفقا 200. می گم مساحت مال من مگه نصف بقیه است؟ می گه نه،کوچیکتره! 

راستش عدد واسه ماها خیلی بالاست وگرنه، واقعا برای خودشون گمونم ناچیز است. ارزش خونه 200 هزار یورو باشه، 100 تا در ماه، چیزی نیست واسه یک اتاقش...

بگذریم.

شبتون مهتابی