آقا کرم که رفت، وگرنه میپرسید واقعا اینها چیه می نویسی تو منتهی،

تو حموم بودم صبح، داشتم فکر می کردم شاید همونقدر که بعضی کارهای اینها مثل دماغ گرفتنشون چندش است برای ما، اینکه ما دماغمونو تو روشویی تمیز می کنیم هم، ممکنه چندش باشه واسه اینها!

تاحالا فکرشو کردید!

نکردید.

صبح ده صفحه ای فرستادم واسه استاد، بخونه شش مبارکش حال بیاد. حالا امروز یکم موهام خشک بشه پاشم برم مدرسه آزمون سال قبل را که برامون فرستاده اند بعنوان نمونه، پرینت بگیرم ببینم بلدم حل کنم!

معدل، به زارپی میاد پایین، ولی دیگه بالا نمی ره! عین هزینه های روزانه خودمه! این روزها هرچی می خرم، متوسط دراز مدتم کمتر می شه! پیداست روزهای اول رکورد زده ام تو هزینه کردن! البته بیست روزی باید هیچی نخرم تا از مثلا روزی سه و خرده ای بشه دو و خرده ای. یعنی غیرممکن است و تثبیت شده اما اینکه گاهی عدد هزینه را اضافه می کنم و متوسطم میاد پایین، مثل سربالا رفتن آب است و قورباغه و ابو عطا.

بگذریم.

یک تکلیف هم دارم که باید اونم جمع کنم تا سه شنبه آتی بدم. بهتره اونم شرشو کم کنم از سرم...

چرا من خشک نمی شم پاشم برم دنبال کارم !