از پیدا کردن جواب یک مساله، یک جوری قند تو دلم آب می شه که هرکی ندونه فکر می کنه چه شق القمری کرده ام یا چی گیرم اومده است.

:))

یک زمانی فکر می کردم آخوندها خیلی زبل اند که تپیدن تو حوزه و واسه کاری که نمی کنند، پول می گیرند!

الان، به نظرم می رسه محققین  و محصلین، از آخوندها زبل ترند، مشروط به اینکه پول بگیرند بابت ساعات حضورشون تو مدرسه!

از این باب که اینها چیزی می سازند، چیزی می فهمند، کشفی می کنند، که حااااااااااال می کنند!

اونها اما، نه گمونم!

بعضی کشفیاتشونو هم که اصلا نمی تونند بگن. مثلا هیچ آخوندی تاحالا راجع به ظلم خدا به بنده نتونسته حرف بزنه!

زده آیا ؟

تخم نکرده، حتی اگه فهمیده باشه یا حتی اگه براش سوال پیش اومده باشه و نتونسته باشه هضمش کنه. بحثم رو عناد نیست. روی صداقت است. صادقانه، نتونسته قضیه یتیم شدن را هضم کنه! ایمن هست که بگه ، بلند بلند فکر کنه، یا مشکلشو مطرح کنه و جواب بگیره ؟!!