تازه برگشتم، نسبتا
رفته بودم که برم پارک شهر،
نمی دونم کدوم کوچه خیابون را اشتباهی رفتم که سر از ساحل اقیانوس اطلس در آوردم!
بد هم نبود. یکم باد میومد و سرد بود نسبتا
ملت، کنده بودند و حمام آفتاب در پناه بادگیرهایی که خودشون ساخته بودند، بهشون مزه می داد
فقط به وضوح نگران سرقت اموالشون بودند. راحت ولو نشده بودند. می دونید. پیدا بود دغدغه مند اند!
کسی شنا نمی کرد، همه تخته های موج سواری داشتند. یک عده تفریحشون تمام شده بود داشتند بر می گشتند، یک چیزی عین کاندوم، پارچه ای، می کشیدند سر تخته هاشون،
یک عده تازه رسیده بودند. با بندهایی به طول سه متر حدودا ،تخته ها را تو خشکی می بستند به پاشون!
جالب بود. فکر نمی کردم هر کسی تخته اش را ببنده به پاش که موج برش نداره ببره ! ندیده بودم.
ولی اینکه هیچکس شنا نمی کرد هم، مسخره بود یکم!
کفشمو کندم و پا برهنه یک عالمه رو ماسه ها راه رفتم. بعدش مگه ماسه ها ول می داد!!!
تو ساحل، یک کوچه عقب تر، بساط ماهی کباب به راه بود. اولش فکر کردم جوجه کباب است، گفتم برم بخورم. بعد دیدم نه فقط ماهی بود.
قیمتها از پرسی هفت یورو بود تا شصت یورو. نمی دونم اون شصت یورویی چی بود. نمی تونستم بخونم. پرتغالی بود!
به کرّات کوچه های سرسبزی که به چهارباغ ما تنه می زد وجود داشت. خلوت، سبز، مملو از ماشینهایی که همه جا داشتند و کسی معطل پارکینگ نبود. درخت، سایه، صفا...
تو برگشت رفتم یک پلاستیک فروشی. یک کیف رو دوشی خریدم. کیفم پاره شده بود، هم تو و هم بیرونش. این از مدل کیفهای حمایل است. ظرف غذا توش جا می شه و در عین حال زیاد بزرگ نیست. هفت یورو خریدم. برزنت، چین!
دو تا کاسه استیل هم خریدم که چونه های نون را بندازم توش و نون هم گرد در بیاد هم سری آخر که پف می کنه نخوام چونه بگیرم ازش چون با چونه گرفتن سری آخری شدیدا پف خمیر می خوابه! اینو صرف تست خریدم و اگه نشه، یک و نیم یورو گم کرده ام.
پودر کاکائو هم خریدم البت و یک ظرف پلاستیکی در دار واسه خمیر نون!
شوخی نیست، از زمانی که خودم کیک و نون درست کردم دیگه لازم نشد بخرم. و کیکم، واااااااقعا عالی می شه این دو سری. بحث و مشکل سر تخم مرغ بود. با سه تا تخم مرغ خیلی خوب می شه جوری که قاچهای سیب که اولش پیدا هستد کاملا گم می شن توی کیک.
موقع رفتن، تو مترو، عطر سفر میومد. تمیزی، رفتن! می دونید، منظره ها، آدمها، خیلی خوب بود. مدتها بود حسش نکرده بودم. کار خوبی کردم که رفتم بیرون...