یک لحظه چشمم افتاد به موهای دستم،

عین موهای پای اون دختره تو مترو ، همه دو سه میلی متر هم اندازه تیزتیز تیز در اومده اند :))

پریروزها بود آبگرمکن منفجر شد نسبتا، تمام موهام کز خورد! یادم رفته بود ازش الان می بینم تمامشون یک اندازه شده اند! انگار بگی با ماشین کوتاهشون کرده باشم !

خوب شد تنبان تنم بود! وگرنه اگه سرمایه ام خودشم کز می خورد، هیچ کاری از دستم بر نمیومد!

:))

دیروز یک خانوم سیاه پوسته دیدم، سیاه سیاه سیاه خیلی خوشرنگ، لبهاشو قررررررمز کرده بود، قرمز رو سیاه یک رنگ خا صی می شه برا خودش ها، یک توله فسقلی را بغل زده بود داشت می رفت یک سمتی

:)

خیلی خوشحال کننده بود منظره! جاتون تهی به قرعان.

اختلاف نژاد از قشنگی های خلقت خداست.