دیشب سه تا ماهی خریدم، یک یورو و اندی. خوابوندم تو پیاز و آبلیمو و امروز ادویه مال کردم گذاشتم تو فر.
یک پلو سفید هم دم کردم
اساسی ناهار بخورم!
تو بحث درسی و علمی هم خدایی نحوه کالیبره کردن هیستوگرام دو تا عکس را تونستم بفهمم چطوریه. پروسه را می دونم ولی فلسفه را نه. فی الواقع دارم سعی می کنم بفهمم چرا وقتی از یک منظره عریض دو تا عکس می گیری و می چسبونی به هم، تو خط اتصال تفاوتهای سایه روشن یا رنگ به چشم میاد. بعد این کالیبره کردنه واسه اینه که این خط بخیه را پاک کنه. خیلی طبیعی. تو یکی از عکسها دست می بره. می گه شما از فلان رنگ، اینقدر تا نداشتی، فلان قدر تا داشته باش تا با همسایه ات همخوان بشی! اونم می گه چشم، بعد همخوان می شن واقعا !! خب از اول چرا دوربین نتونست درست تشخیص بده؟ یعنی آیا داریم خطای دوربین را اصلاح می کنیم؟ یا داریم حرکت خورشید و تفاوت سایه آفتاب را درست می کنیم؟ منبع نا همخوانی چی بود که اصلاحش اینجورکی بود؟!!
بوی ناهارم هواست. عاااااااااااالیه بوش! اگ این گرسنه نیاد هی نگاه بشقابم کنه!
دیروز می گه امتحانهام تمام شد. می گم خب برمی گردم کشورت؟ میگه نه. برم اونجا چه کار؟ اینجا هواش بهتره تا آخر ویزا می مونم! تفاوتش یک ماه کرایه خونه هست می دم!
ما هم زندگی می کنیم،
اینها ، هم!