دلم یک پفک می خواد! چی توز موتوری در واقع!!
داشتم فکر می کردم که آیا من دیگه هرگز تو ایران، و تو خونه خودم، زندگی خواهم کرد؟!!
یک لحظه فکر کردم فلان چیز را بخرم براش، بعد فکر کردم که خب، واسه کی؟ واسه چی؟!
به قول سیاوش، اساسی بی ریشه شده ایم! آهنگ جنگل را یادتونه؟
دیگه حتی صاحب اون خونه نیستیم
بیرون خونه می گن ما تروریستیم!
ما همینیم جنگل بدون ریشه ...
تو خونه مون با ما می گن فرااااااااااری
توی غربت، دم به دم انگشت نگاری...
بعد از مدتها یک کیک دو تخمه گذاشتم. به وضوح دیگه الان می دونم که مشکل کیک، اینه که اقلا سه تخم مرغ لازم داره! اینو وقتی شروع می کنی به اضافه کردن آرد می فهمی. ساختار خمیر وقتی دو تا تخم توشه خیلی مستحکم تر از زمانی است که سه تخمه درست کرده ای...
آخر ماه تولد دیوید است. می رم.
می گه دایی ام یک مزرعه انگور داره تو ایتالیا، تمامشو شراب می کنه :))
از شراب دایی جانش آورده واسه تولدش!
استاد دانشگاه است. پریروز می گفت چهارماه قبل از دانشجوهام امتحان می گرفتم، الان خودم امتحان می دم!