آب کیک
یک بوته سیر، هم قد من، توی تراس است!
همون گلی است که دیشب هرکی چکش نداشت از اینها تهیه می کرد و با گلش می زد تو سر و کله ملت! البته اینو آهسته می زد که نشکنه گله. پیازش تهش بود و سرش گل کرده بود و دراااااااااااااز...
فکر می کنم سیر نشانه باروری است. فکر می کنم
---
دیروز لینکدین یک بابایی زیر یکی از نظراتم نوشته بود:
time to go fossil hunting
آدم موقری هم بود، نظر من هم نه فقط پرت نبود که از قضا هرچی برام ادله از اینور اونور میارند، موید حرف خودمه.
حس می کنم مسخره ام کرده یارو. رفتم رو پروفایلش، ازش پرسیدم منظورت چیه؟ نوشتم به نظرم رسید مسخره ام کردی ولی آدم موجهی هستی، لابد من اشتباه حس می کنم. بگو منظورت چی بود!
مثلا مسخره ام کرده باشه تا کلاهشو ندم به خوردش ولش نمی کنم عوضی را !
بد نیست کل کل. هم تمرین زبان است هم تمرین احتجاج!
---
هوا ابری و سرد است. پنجره ها را بسته ام با ژاکتی به کول، نشسته ام تو هال. خوشبختانه این نکبت جل هاشو برده و هوا تمیز است...
خوردنی ،چیز زیادی ندارم. دارم خیر و شر می کنم کیک پرتقال درست کنم آیا ؟!!
چی می شه اگه پرتغال را بذارم لای کیک؟
ظاهرا ویتامین c به حرارت حساس است ودخلش میاد فورا. ولی طعمش چی؟ زف می گفت ننه جونش این کار را می کرده و آب میوهه می کشیده تو کیک میومده است بالا !
می شه آیا ؟ تو هیچ قوطی عطاری ندیده ام تاحالا