استرس ها می کشد آخر مرا 

(شعر بودا)

روز نو...

ابر و بارون و صدای خروس...

میدونید، فکر کردم چیزی که منو به شدّت پنچر می کنه، اشتباهاتمه. 

اینکه بعد فکرشو می کنم می بینم باید جوری دیگه که بهتر بود، انجامش می دادم. 

بخصوص تو مواجهه با افراد، خیلی پیش میاد این برام...

و خودخوری، عین موریانه ، ناخودآگاهمو شخم می زنه...

دلم صبحانه همیشگی را نمی خواد. نون پنیر کره عسل کیک یا حتی نیمرو و بی رو

چه کنیم با این بی هنر پیچ پیچ از این سر صبح؟