خوابم میاد...

دارم فکر می کنم که 

ولش کن این پسرک ابله را...

سه روز با اتوبوس عرض قاره اروپا...

فکر کرد ارزونتر می شه، پنج شش وعده غذای بین راه را حساب نکرده بود گمونم :))

دوچرخه اش را گذاشت بفروشم براش. بیست یورو. کهنه است و یک اشکالاتی هم داره گویا. چطوره خودم بخرم؟ عصری برم دوچرخه سواری اصلا!!! خخخخخخ

یک حرکت جالبی که کرد این بود که از این جلیقه های امداد تنش کرد!

اینجا کسی که تصادف می کنه یا کارش به تعمیر می رسه و متوقف می شه، فوری یکی از این جلیقه های شب نما در میاره تن می کنه. اصولا پلیس و ... هم راحت تر پیداش می کنند. اینم نه که خیلی بار داشت، قاعدتا کمتر حواسش به جاده و ماشین هاست و بهتره اون تنش باشه تا بقیه مراقبش باشند، نه که این بخواد مراقب بقیه ملت باشه. پسندیدم کارشو

فهمیدم که برچسب بنفش رو خوراکی ها یعنی نزدیک به تاریخ انقضای مصرف است و شما می تونی خیلی ارزون بخری اش! نمی دونستم اینو