دارم متن اولیه نوشته ام را بازنویسی می کنم و تو هر جمله که می نویسم دارم فکر می کنم چه اشکالی ممکنه بهش بذاره و چی باید بهش جواب بدم که خفه بشه!

به اصطلاح

می دونید، خیلی کار سختیه بر اومدن از پس آدمی که حتی به خودش جرات نمی ده به نویسنده مقاله ای ایمیل بزنه و ازش سوالی بپرسه یا اشکالی را بهش گوشزد کنه. این آدم استراتژی اش اینه که بدون خطا بره جلو! بنابراین اگه  چیزی را می گه، حتما بهش مطمئنه! 

می گم خدا بکشه این سفیدها را که نامردها هرچی تنشون می کنند بهشون میاد! قبول ندارید؟! سبز می پوشه، ست می شه، سرخ می پوشه، ست می شه! حالا طفلک بگو یک رنگین پوست، یا یک گندمی! اصلا من! خودم!

چه گرفتاری شدیم ها.