خب، من پنج و نیم ساعت راه رفتم!

مرکز خرید را برگزیدم 

رفتم یک کت و شلواری

حس کردم چقدر آشناست. دقیقا چیدمانشو دیده بودم، حتی میله ای که کیفمو آویزون کردم و کت پوشیدم که سایزم بیاد دستم...

ولی. فروشنده ها فرق داشتند

و من یقین داشتم این مرکز خرید نیومده بودم!

نگو تو شعبه دیگه ای از همون برند بودم و انگار دیکته شده بود چطور بچینند و چیو کجا بذارند! 

واقعا مزخرفتر از کت و شلوار نیست!!! خییییلی بد دوختند.  آستین کت از مسخره های عالمه! شل است، تاب داره، هر آستین چهارتا دکمه!!! عیییی

بعضی مدلها جلیقه داره، بعضی نداره، خب این چه لباس رسمی ای هست؟؟

کت های تک قشنگ ترند اما کلا کت بی عیب من ندیدم.  حتی تون 600 یورویی.

یکی تن کردم،  یخخخخخخ! یقین دارم تو افتاب کوره میشد نامرد...بگذریم

از زارا، یک تکپوش پولو خریدم. تقصیر مت شد. نامرد لباس مارک میپوشید و خدایی هم پیداست خوب از بد.

الان که لباسهاش جا موند، دیدم، تو فروشگاه عینشو دیدم،

کپ زدم دیگه

دنیا به حسادته...

قشنگه ولی...

این مهمه برام چیزی که میخرمو اگه تو دکون بغلی ارزونتر ببینم، بدونم تفاوت جنس و حتی تفاوت دید دارند، و امروز قیاسش کردم با یکی که یک پنجم قیمت داده بود، و یکی هم قیمت خودش،

خوب خریده بودم! شیک بود متل من.

20 یورو، 290 هزارتومن، یک نیم آستین سورمه ای ساده

و باید 70 تا هم میدادم یک کفش

و 30 تا یک شلوار،

تا بشه!

اینها واسه بعد!