دعای ته شب
بازم مرغ بار گذاشتم امشب
بار که نه. یک شب خوابوندمش و، خشک و لخت گذاشتمش تو فر باز
اینبار همه ته مانده مواد را هم ریختم روش!!! گفتم بخار کنه حال بیاد!
عطر خییییییلی خاص و عالی ای داره می ده. این شازده که از در اومد هی شروع کرد بو کشیدن و گود گود کردن. کلا بلند بلند زندگی می کنه. اوایل که صدای ورزشگاه میداد وقتی راه می رفت! هییییییییییییییییی! هیییییییییییییییییییییییییییی! بلکه الان یکم آروم شده است!
صدا نمی ده وگرنه عین خر حسن کچل لنگ لنگان و سرت سرت کنان و موقع شاشیدن شرّه کنان،...
خدایا عاقبت همه را به خیر کن!
شب بخیر
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۸ ساعت 0:52 توسط آرش
|