زن آفریقایی ام
خب،
دارم با اوبسه فوفا در ناف آفریقا چت می کنم!
دختری از حبشه!
می گفتند اگه می خوای کسی را نفرین کنی بگو ان شا الله نونت سواره باشه خودت پیاده! هی بدوی و بهش نرسی!
حالا ما هم تا ایران بودیم که به شعاع 450 کیلومتری، کسی تحویلمون نمی گرفت! کلا انگار عمامه سرمون بود، منتهی محرم هم نبودیم به کسی!!
بعد از کیلومتر فوق، یک تک و توکی پیدا می شد که رضایت داشت اگه می رفتم خواستگاری، تلاش کنه باباشو راضی کنه که اونو بدن به من ! در این حدود!
حالا، از اونجا که ویزای شانس را اول می دن بعد به لاشه آدمها، الان اوبسه خانوم هم محجب شده!
یعنی دور که بود که هیچ، زشت که بود که هیچ، دیگه این مقنعه اش را من کجام فرو کنم نمی دونم!
زن سیاه با مقنعه گل بهی!! خاک تو سّرم با این روزی ام!
بهرحال
عصری رفتم دانشگاه . باید وقت بیشتری برم اونجا. نیومده ام که بشینم تنها تو خونه. ولی خب اتاق هم گرمه و من خوابم که میگیره واقعا از کار می افتم دیگه!
دو سه ساعتی بودیم و برگشتم. سر راه هرچی خرید کردم، اندازه دو تا ساندویچ دویشبی نشد پولش! دیشب دو یورو دادم دو تا کف دست ساندویچ، الانه سه تا ماهی خریدم یک پاکت شیر، شد یک ونیم یورو! ماهی ها اقلا دو وعده مفصل جواب می دن!
از این شوینده های بی صاحب، یک عالمه زدم به گاز و به ماکرو فر.
چرکش خیس خورده ! :))
بذار ببینم اوبسه امشب یک غذایی خورده با نام shero bozena
سرچ کنم اگه ییهو با اوبسه مزدوج شدیم، از اینها باید بخوریم دیگه، حالا یا قبل یا بعد از ممه های سیاه!
:))