چندتا دوست پزشک داریم،

طبعا از اون تاجر ها نیستند که وقت کرده اند با من رفیق بشن منتهی،

نمی دونم چرا اینقدر زودرنج شده اند!

میگم مردم دل خوشی از قشر پزشک ندارند! اینکه یارو الان مریض است نوبت شش ماه بعد بهش می دن،

روز نوبتش هم عین آدمیزاد ساعت مشخصی نداره، باید از صبح بره بشینه اخم و ترشی یک منشی نکبت را تماشا کنه،

بعد انگار که دکتر طبابت را با چلوکبابی اشتباه گرفته باشه عمدا یا سهوا، اینقدر دیر و بی برنامه میاد که مطب بشه غلغله، مریضها  برن آبادی برای هم تعریف کنند که فلانی خیلی مطبش شلوغ بود پس لابد چیزی سرش می شه!

تمام مدت نه یک دستشویی تو اتاق انتظار هست نه یک لیوان آب نه بعضا گرما و سرمای مناسب یا صندلی به تعداد کافی،

اینها همه و همه به عهده پزشک محترم است به نظرم! تو تمام اینها کم می ذاره، درمانش هم که قربونش برم یا وقت نمی ذاره یا با داروخانه زد و بند کرده یا تازه برای خودش لقمه گرفته که اینو می خوری دو ماه بعد باز میای! باز میای! باز میای!

واقعا انتظار دارید اگه اعتصاب کنید کسی دنبالتون بیاد؟! 

نمیاد

منتهی خب اینها را از زبون من شنیدن که قهر کردن نداره که! قهر کرد رفت خوابید! خب به من چه. این ها واقعیتی است که جامعه می بینه، اون که بیمه و بیمارستان پول شما را نمی ده واقعیتی است که جامعه نمی بینه! اینکه مالیات چقدر و چطور ازتون می کنند را جامعه نمی بینه! ولی جامعه گه نبی مکرم نیست علم  غیب داشته باشه! آنچه را می بینه، باور می کنه. ماشین شمای پزشک را می بینه که قیژژژژژژژژی از جلوش رد شد و رفت! 

و فقط رفت؟

خب این بدبخت مریضش که اسیر است، خودش که غریب است، تا کی بمونه که شما وقت کنی رفیق؟ 

شما نه، همکار شما!

بهرحال، من کاره ای نیستم باباجان. 

 

-----------

توی یک گروه ایرانی فیس بوکی، ساکنین پرتغال، آدرس چلوکبابی پرسیدم! ببینم چیزی نشونم می دن!