خب، نه و نیم شب شده.

سر راه رفتم که نون بخرم، تمام شده بود. خمیر داشتم منتهی واسه فردا تدارک دیده بودم، دیگه گفتم بعد از  کلی وقت نون بیرون را هم بخورم مقایسه ای بشه. نون بود، منتهی خیلی حجم بالا بود دیگه خمیر خودم می موند اینه که نخریدم. اومدم خمیرمو مرتب کردم الانم گذاشتمش تو گرم خونه (فر) که باز پف کنه و بپزمش.

همیشه هرچی نیست، پایه اصلی غذای همون شب است. الانم فقط نون نیست اما، هیچ گزینه دیگه ای هم نیست انگار!!

عرض کن که باز سوسیس خریدم!! تند! تا خدا چی بخواد!!

این از اون قدیمی ها هم بود. کارخونه ای نبود انگار. نمی دونم چی بود. بهرحال سوسیس!

نشسته ام اینجا چه می کنم. برم بپزمش خب الان موقع خواب می شه سر گشنه باید زمین بذارم!!

فعلا