هزینه زیبایی
صبح شنبه بخیر باشه ان شا الله.
اول تعطیلات است اینجا
دم صبح دیدم ماستی که دیشب گذاشتم خراب شده بود. یا شیر یخ کرده بوده، یا به کل خراب بوده. نمی دونم. از دو پاکت مختلف ولی از یک مارک شیر ریختم رو هم. ممکنه به هم ساز نیومده باشند.
دیروز به نحو تعمدی به شدّت از بعد از جلسه با استاد، مغزم طفره رفت و هیچ درس نخوندم. کلی خوابیدم که شب به مصیبتی، حوالی دو گمونم تونستم بخوابم! انگار هرچی کار بیشتر می شه زیرکار در رفتن هم بیشتر می شه!
نمی دونم چون موهامو کوتاه کردم، ریزششون به چشم نمیاد، یا چون شامپوی دیگه ای دارم می زنم. مت که رفتم، گفتم براتون شامپوهاشو منتقل کردم به حمام خودمون. این شازده رومانی یحتمل فکرکرده من اینها را خریده ام و نه که غنیمت است. نبردشون با خودش و دارم ازشون استفاده می کنم و انصافا، خیلی عالی اند! بخصوص اون دومی که واسه ترمیم و الخ است انگار، یک جوری متمایز از شامپو کف می کنه، آدم حال میاد. خیلی حباب داره! خخخخخخ
سرجمع اینکه زیبایی درسته که اغلب خدادادی است اما، یکمی هم خرج لازم داره! مت موهای بلند مجعدی داشت عین سیاهپوستها، کلاه گیسی. قشنگ بود به هیکلش و قدش میومد. یک گاهی با کش بسته بودشون، لابد روغن زده بود بهشون، شامپوهاشم که خب، قطعا با علمی بیشتر نسبت به چیزی که من خریدم واسه خودم، انتخاب کرده بوده.
بریم سراغ کارمون. عزّت زیاد