گفتم دیروز رفتم نون خریدم، بعد از مدتها که خودم درست می کردم؟

چه نون عالی ای بود! خدایی!

عین این نخورده ها، هی روش می کنم، زیرش می کنم، بوش می کنم، سوراخهای توشو نگاه می کنم، اینکه چطوری مکعب ساخته اند! آردی که روش پاشیده شده و نمی تکه، آرد یکپارچه تری که به زیرش چسبیده و دقیقا من می دونم چکار کرده اند که اینجوری شده!

می دونید، یک خط مشخص بین روی نون و زیرش هست! یک چیزی می مالند روی نون! عین خودتون که آرایش میکنید، نون هم آرایش داره. ولو یک روغن زیتون باشه، اما بر و رو براش میاره...

و اون شکافهای بلوغ رو سطح نون! نشان پختگی! وا شدگی و جر خوردگی در کوره داغ روزگار! عین ازاله بکارت می مونه انگار! اولش یک سطح گرد صاف بی شکاف، بعدش چهارقاچ!

نرمی اندازه...

خرد نشدن زیر کارد...

عطری نداره ولی. بوی خاصی نمی ده...

باید اعتراف کنم نون، از اون چیزهایی هست ظاهرا، که خریدنش از درست کردنش با صرفه تر است!

مگه اینکه دلت بخواد، ببینی مخمرها را ! تپل شدنو، بالغ شدن نون را تو تنور، شکاف خوردنشو، می دونید...