بوته گون، یک لینک فرستاده برام رو تلگرام، نوشته که گروه وبلاگی  هاست. وبلاگ نویس ها

براش نوشتم خب، چکارش کنم؟

(گفتم الان عین طوطیه اگه بهم گفت بکنش تو کونت هیچ دفاعی ندارم! فوری نوشتم که خب، نفعی، حسنی، چی داره برام که عضوش بشم؟)

اینجوری دیگه نمی تونست بی تربیتی کنه و فقط فوقش نتیجه می گرفت که این عجب اصفهانی ای هست که همه جا دنبال نفع و ضررشه!

گردن خودش. آدم عاقل بالاخره به منافع و مضارّ خودش باید فکر کنه. 

دیدم طفلک نوشته هیچی اینها چند روز پیش منو دعوت کردند گفتند بدید به وبلاگ نویس ها منم فرستادم برای شما. حالا نری وبلاگت فحشم بدی ها!

بهش گفتم خب اگه حقت باشه چی؟! 

والله!

ییهو یکی حقشه فحشش بدی، باید ندی؟ باید حقشو بلوکه کنی؟ بنیان ستم از همینجاها نهاده می شه! باور کنید! شما یکیو می بینی در کودکی، اینو باید فحشش بدی، یا باید مثلا در حالی که خودتو به بچگی زده ای، بشاشی تو بغلش، یا بیخ پرده صماخش (همینجوری نوشته می شه؟ خدا هم از بس پرده نصب اینور اونور آدمیزاد کرده همه هم حسّاس! آدم شده عین کاسه چینی! هی باید مراقب باشه!)

خلاصه،

می گم اگه درست در زمان خودش شما خودتو خالی نکنی رو طرف، لطف به خودت یا خودش نکرده ای! این میمونه تو دلت، می گنده، متعفن می شه، نهایتش هم اصلشو با سودش و تورمش یک زمانی به طرف تحویل می دی که دیگه عواقبش صعودی دامن همه را می گیره!

به قرعان! شما فرض کن دایی ات. اینو اگه تو بچگی بشاشی بهش، یک معنی می ده، فوقش هم می خندند، دایی جانت یکم بپر بپر می کنه، بعدشم یک حموم می ره و پیرهنشو می شوره و تمام. خاطره می شه.

اما  حالا فرض کن الان پاشی بری خونه شون، بشاشی بهش!

حتی با حجم کمتر!

اصلا سه روز هم مداوم  آبجو خورده باشی که دیگه نه بو بده نه طعم،

یعنی می خوام بگم هر چیزی، سر جای خودش و زمان خودش، باید که انجام بشه! تایید می کنید ؟

الو، بوته گون؟!

بدم؟

خیلی ارادت دارم!

خوشتیپ!

(من غلط کرده باشم که درخصوص تیپ شما حرفی ولو به شوخی بزنم! خیلی آقا و جنتلمنی دمت گرم)

 

آقا، اون بیخ پرده صماخش، جیغ بزنی بود. از بس به حاشیه رفتم یادم رفت. ییهو نرید بشاشید بیخ پرده صماخ کسی ها! واسه شاش یک پرده دیگه هست اون بهتره یکم...