:))

یک کاری کردم،

240 یورو پام آب خورد 

:))

خاک تو سّر بدخواه کنند!

آقا یک دکّونی سر راه ما بود این خیلی لباسهای خوشگلی می ذاشت تو ویترینش

امروز کرممون گرفت رفتیم توش!

یک کت تک برداشتم تن کردم و یکم نگاه خودم کردم، خوشم نیومد،

گذاشتم که بیام،،،

گیر کردم !

:))

هرچی من می گم پرتغالی نمی فهمم،

یارو هی کت آورد هی شلوار آورد هی به زبان خودش حرف زد حرف زد حرف زد هی منم خجالتی،

آخرش یک کتی ازتن مانکن در آورد کرد تن من! دیگه خیلی زشت بود نخرم!

تا داشتم نگاه خودم می کردم تو آینه دیدم رفت یک دست بند بست به مچ دستش، یک گومبولی روش بود پر از سوزن، اومد وایساد پشت سرم و یک چاک از پشت کت گرفت، گود! گود! گود ؟؟؟؟؟

این علامتها را داشته باشید ها! 

دیگه گفتم گود!

ییهو 178 یورو افتاد پایین!

دیگه دلتون نخواد تنبونشو هم داد کردیم پامون، فاق و الخش خوب بود، پاچه هاشو اومد با همون سوزنهای رو گومبولی اش اندازه کرد، مجددا : گود! گود!

گود ؟

بازم گفتیم گود!

اومدیم بیایم، دیدم داره پیرهن باز می کنه!

ننه ات خوب بابات خوب، دیگه پیرهن کهنه های خودم هست با همونها سق می زنم،

دیدم یک قفسه رنگ و وارنگ باز کرد ردیف کرد یکی را هم زارپی از جعبه در آورد سوزنهاشو کشید با ما فرستاد تو پرو !

(زن گرفتن منم اینجوری باید باشه ها! یکی باید یک زن بده دستم یک لگد به ماتحتم، بفرستتم تو! قول میدم بعدش بگم گود! گود ! :))

آقا، دیگه خیلی ستم شده بود، پیرهنشو گفتم نمی خوام ولی مگه می فهمید!

فکر کرد می گم خوب نیست! رفت یک بهتر آورد !! ای خاک بر سرم! خب من اینهمه پول یک پیرهن بدهم؟ 50 یورو! روم سیاه!

اینم تا تنم بود یک جوری باز پشتشو دو تا چاک گرفت که وقتی می خواستم در کنم دیدم دوخته شده به زیرپیرهنم! صداش زدم که بابا بیا درش کن این بی صاحاب را!

حالا مگه کت و شلوار و پیرهن برداشتی، می شه کراوات باهاش ست نکنی! 20 یورو هم یک کراوات بست به خیکم،

تا من باشم دیگه نرم تو دکّون به مردم آزاری :))

اینم برداشتم،

دیدم یک زنه اندازه تانک، خیاطش بود گمونم، می گه کمربند ! گفتم بابا ولم کن دیگه خوبه من لخت نبودم وقتی اومدم دکّون تو ! دیگه کفش و کمربند را خدایی گمونم نداشت، وگرنه اونم شیافم فرموده بود!

چه دردسرتون بدم، یک ست کت و شلوار به سرجمع 240 یورو، شما بخونید سه میلیون و سیصد هزار  تومن، ناقابل، کارت کشیدم!

الان هم نیشم تا پشت سرم چهارقاچ است :))

والله! می خوام وارث نخورد! بذار ببینم با کت چطوری می شم! بالاخره آقای دکتری می خوان بعدها بگن!

مگه نه ؟!

:)))

گذاشتم و اومدم که همه چیزشو به قامت ما سایز کنند! یک عروس کمه، مختصر!

اینم به جان خودم اولین نفری که دیدم ازش خوشم اومد دیگه باهاش مطرح می کنم! پیر باشه جوون باشه، سن بالا باشه سن پایین باشه، من نمی دونم! زده به ملاجم! می بینید که :))

ناهار سالاد ماکارونی گذاشتم. همه اش تو کوچه بودم آخه. واسه بار چهارم کلی راه رفتم یک مرکز درمانی، بازم ثبت نامم نکردند. کلا هرجا به حرفهای ایرانی ها گوش دادم رفت تو پاچه ام! گفتند قوانینشون فرد محور است. من سه بار رفتم و سه تا آدم مختلف گفتند نمی شه باید بری فلان جا. راسه شهریه ام هم همین تجربه دارهای ایرانی 300 یورو بهم ضرر زدند تا حالا کی باشه، بشه یا نشه، برگرده باز ماجرا به روال قبل!

گشنمه! شدید...

هان می دونید حالا این کت و شلواره از کجا اومد، بجز اون مصارف معمول و ویژه حتی؟

پریشب که وکیل مدافع شیطان را می دیدم این پسره خیلی به چشمم خوش تیپ میومد! از قضا یکجا هم زنش بهش می گه تو فقط چند دست کت و شلوار می خوای! البته اون به طعنه می گفت که یعنی هیچی دیگه برات مهم نیست. باعث شد من بیشتر به کت و شلوار یارو دقت کنم و امروز گمونم همون کت و شلوار را، لااقل همون رنگ، خریدم! به این خیال خام که منم مثل اون شیک می شم!

اینم بهای بلیط فیلم سرقتی که دیدم :)