ماهی سالمون
امروز بعد از ورزش صبحگاهی و یک نون کره عسل خوشمزه رفتم مدرسه. بدک نبود. اگه یکم وقتم سر اون گردهمایی توی پارک تلف نمی شد ممکن بود بیشتر هم درس بخونم.
بهرحال، گشنم که شد برگشتم سمت منزل و تو راه، از ناچاری، گفتم ماهی بخرم.
حونم براتون بگه دقیقا 315 گرم ماهی افتاد 4.38 یورو! به عبارت کیلویی حدود 12 یورو یا حوالی صد و پنجاه هزار تومن :))
مشکل این بود که اون هر قطعه برش خورده را نوشته بود دو یورو و خرده ای، من فکر کردم هر کیلو را گفته اونقدر! دیگه سنگ و ترازو و الخ، باعث شد که اما امشب یک ماهی خوشمزه بخوریم ان شا الله!
آرد سوخاری را نتونستم بفهمم کدومه و لذا به توصیه میتراخانوم بوشهری، با آرد سفید در روغن خواهیم درستش کردن! تا خدا چی بخواد. به نظرم می شه به میترا تو این زمینه (تاکید می کنم فقط تو این زمینه) اعتماد کرد! به نظر میاد بلده. یک بشقاب ازش دیدم خوب بود. باریک الله
(بچه است . گفتم که. تشویقش باید بکنیم همه. منتهی خدایی می گم اون بشقاب در حد باریک الله گفتن بود. کلا فکر می کنم نسل داره رو به بهتر شدن می ره. هم رها کنکوری خیلی خوب از آب در اومده هم میترا تو یک فیلد دیگه عالی به نظر میاد. خاک تو سر پسرها ولی. هیچ بخاری ازشون نمی بینم جز اینکه یا معتاد بشن یا زن باز)
شعله پایین فر هم روشن نمی شه. کیک گذاشتم، دیدم فر اصلا داغ نشده! نگو شعله پایین را از دست داده است نکبت! دیگه قاطی کرده بودم همه چیزو، با شعله بالا دارم می پزمش.
فعلا
آقا این خطی که دیروز خریدم به ده یورو، به مفت نمی ارزه! اصلا خط نمی ده! تو خیابون خیلی جاها که نیستش، گاهی هم که هست حرف E میاد رو صفحه! یادتونه؟. حتی آخوندها هم از E عبور کردند! این تازه برا من E نشون می ده! زهرمارش بشه ده یورو!