جونم براتون بگه که ، از خوبی های روزگار اینه که استاد زن تو دانشگده باشه،
بعد زبون آدمو هم بدونه!
حالا اگه مثل دیروزی خیلی صمیمی هم نشه، اما باحاله!
یک استاد خانومی داریم، عین ومپایر است. دو تا دندون نیشش حدود سه چهار میلی متر از بقیه دندونهاش بلندتره. باید بدیم رها براش بتراشه.
خلاصه
خیلی خانوم خوبیه. یک توپ گنده هم داره که تو اتاقش می ره می شینه سر اون توپه و کار می کنه! نشده هیچوقت دقیق نگاهش کنم منتهی، یک توپ ژله ای است انگار. بجای صندلی نمی دونم چرا می شینه سر اون.
بهرحال
این چند روزی نبود، الان که اومده با تک به تک اینها رفاقتی، وایساده گپ می زنه!
بعد اون یارو تو ایران عکس پروفایل لینکدین نمی ذاره که نکنه فلان بشه! یا همین خود شماها اغلبتون که وب دارید، پروفایل ندارید! شبکه های اجتماعی دارید، عکس قورباقه و بوته جای عکس خودتونه! تفاوت فرهنگی که می گن همینه دیگه. خودسانسوری. نفاق! گویا سحرقریشی هم تو ترکیه گه خوری زیادی کرده! در واقع کلاه خودشو خورده که قبلا در وصف حجاب و الخ زر زر کرده. هم دست داده و هم کشف حجاب کرده است!
منافقین بد تر از کفّارند! حدیثه آیا این؟