یک آهنگی بود، می گفت دلم گرفته، نمی خوام آواز بخونم...

بعد با آواز هم می خوندش ها. 

حالا خلاصه من، اون!

یک پشه های ریزی وسط هال دور هم دور میزنند، آدم حس می کنه گرد و غبار هوا را دارند میک می زنند!

یعنی ممکنه ؟ خیلی علافتند. خیلی هم ریزه هستند. عین پشه های خمره! دیدید؟ من نمی دونم چرا هربار نون پنیر می برم مدرسه همینکه در این بی صاحب را باز می کنم، زارتی یکی از این پشه ها هم نمی دونم لای نون پنیره بوده، اونجاست بو می شنوه میاد، یا از خونه منو تعقیب می کرده که ییهو پیداش می ش! تندی می زنمش بره حرف در نیاد ولی خب، هست. پشه مخمّر!!! اسمشو خودم گذاشتم نمی دونم واقعا چیه که وقتی چیزی میخود خراب بشه بگنده تخمیر بشه از این پشه ها میفته به جونش!