نون و جیب
امروز یک نون را اشتباهی خریدم!
فکر کن! قیمتها را بجای اینکه زیرش بخونم، روشو خوندم! بعد بجای نونی که هر کیلو اش مثلا یک و نیم یورو بود، بالایی را برداشتم که هر کیلو اش دو و نیم یورو می افتاد!
:))
بعد که گذاشتم تو دستگاه و بریدمش فهمیدم! دیگه انصاف نبود عوضش کنم. گرچه جا به جای فروشگاه ملت چیزهایی که اشتباهی برداشته اند را جا می ذارند و مجبور نیستند خریدش کنند اما، انصاف مقوله مهمی است. برش داشتم
خلاصه که نون خیلی با کیفیت دارم مثلا! خدمت باشیم یک دم!
مسخرگی ماجرا اینه که من تفاوت کیفیت را لمس نمی کنم. سس مایونزی که سه برابر اون یکی می خرم، همون طعم ارزونتره را میده. تخم مرغ گرون و ارزونش یک طعم می ده. تن ماهی حتی، تن ماهی را تا سه برابر قیمت گرونتر خریدم و هیچی تفاوت طعم حس نکردم. نون هم همینه.
فقط توی کره اینو فهمیدم! کره وقتی ارزون شد، فاجعه شد! بوی کره می داد. وحشتناک...
دیگه هیچوقت کره ارزون بر نداشتم!
ولی حتی میوه ها هم. سیب گرون و ارزونش یک طعم است... و هر دو، بی طعم است...