سوشی
من فلسفه سوشی را درک کردم!
اینها کس شعر است که می خوان خاصیتش با حرارت دیدن از بین نره و الخ!
این حرومزاده ها نون نداشتند بخورند، واسه اینکه دیرتر هضم بشه کمتر بخوان گشنگی را تحمل کنند، ماهی را خام می خورده اند!
به قرعان!
شما یک سر برید تلگرام، عکس بشقاب غذایی که من امروز با دو تا غول برزیلی خوردم را نگاه کنید!
غذا واسه من بس بود، قطعا واسه اینها کم . منتهی خوردند و خیلی هم طبیعی بود و بعدشم هیچی دیگه ندیدم بخورند. خب پیداست خام خوردن دیر هضم شدن داره و دیر گشنه شدن! فرق داره با ایرانی جماعت که ناهارشو سر صبح بار می ذاره ساعت هشت صبح پخته است، تا ظهر فقط می خواد جا بیفته!
دیگه غذا اصلا تو قابلمه هضم و قابل جذب شده است! نمی مونه تو جهاز هاضمه! اینه که ایرانی زارپی گشنه اش می شه!
به قرعان!
خسته شدم امروز
ترکیدم در واقع
و هیچ کاری هم از پیش نبردماااا. فقط یک عالم ایمیل زدم اینور اونور!
قدیمها، اینم بگم، راجع به سوشی، فکر می کردم که تو بازار ماهی ای که دقیقا تو ساحل بود، ملت واسه کنترل تازگی و مزه مای، همونجا خام خام یک تکه اش را می خورده اند. ان معده ها که عادت می کنه و ذائقه ها که برمی گرده، کم کم می شه بخشی از رژیم غذایی ژاپن. یعنی زادگاه سوشی دقیقا لب خط ساحلی بوده...