فاکتور
واقعا یعنی کفشمو عوض می کنه ؟!
این که یک فاکتور از دستگاه خودش در میاد، یک برگه از تو دستگاه پوز، اینها را به هم منگنه می کنه می ده دستم، کار بیخودی ای نیست!؟
من همیشه فکر می کردم این فقط واسه اینکه ببینی زیادی ازت نگرفته باشه،
و دربون دم در بتونه ببینه ییهو اگه موقع خارج شدن، سوتی چیزی به گوش اومد!
نگو، بیشتر از این است لاجرم!
فکر کن! می خواد کفشی که هشت ساعت باهاش راه رفتم را پس بگیره!
البته لابد اونی که بهم می ده را هم یکی هجده ساعت باهاش راه رفته ها. اما، چه اشکال داره؟!
عین این که بگی اگه یک دختری یک مدتی زید یکی بود، بعد از مرگ اون یکی یا سوا شدنشون، دیگه به درد نمی خوره!
می خوره!
البته که می خوره!
اصلا ذره ای از ارزشهاش کم نشده که هیچ، بلکه بهتر هم شده، با ارزشتر هم شده، کی می گه به درد نمی خوره؟! خودش به درد نخور است هرکی می گه !
به قرعان!
------------
صاحب خونه اومد
هنوز طرف داره فر را تعمیر می کنه. ترموستاتش گویا فلان شده. منم درسم ترموستات است اما، کاش اندازه ای که این تعمیرکار به ترموستات آشناست، منم بودم الان!
می گه، این فر بیست سال است داره کار می کنه !
فکر کن!
بعد از بیست سال، آخ گفته!
خیلی مردند اینها. فرگازشون هم مرد است!