یک دیگ عدسی بار گذاشتم واسه شام.

ظهر فیله مرغ خوردم. بد نبود. یارو اینقدر نازک بریدشون که اگه نپخته بودمشونم می شد خوردشون!

اصفهان که بودم واسه پهن کردن فیله مرغ با گوشکوب می کوبیدم رو سرش! پهن می شد و یک عالمه اش به خورد تخته می رفت!! بعد تو روغن دوباره جمع می شد نامرد! اما این برشش داد دیگه جمع نشد. 

عدسی، پیاز داغ، عدس و هویچ داره. یادم نیست دیگه چی لازمش می شه. استخون و مغزه و الخ که خب ندیدم. استخون خوک هست که هنوز باهاش کنار نیومده ام، و البته حساسیت بیخودی است که من دارم.

خوک را ممنوع هم نمی کردند طرفدار زیادی نداشت با اون فرمت لاستیک مانندش! چندر است نامرد!

یادم اومد!

لیمو یادم رفت!

این عدس که من می پزم تمام طعمش به لیمو ترش بوده است...

یک تغااااااار هم درست کردم...