مثل ازمنه ماضی که هر شاهی میومد گیر به یک چیزی می داد،

یا همین دوران معاصر مثلا محموت از خونه ساختن و آپارتمان خوشش میومد (با اینکه خودش راه خونده بود خاک بر سر)

مرحوم اکبر سد ساختن دوست  داشت،

الانه اینجا هم هرکی حاکم است، از پل ساختن خوشش میاد!

هرچی هم متن و مقاله گیر میاری می بینی یک سرشو وصل کرده اند به پل!

نشست پل

مقاومت پل

لرزش پل

تقویت پل

اینور پل

اونور پل

زیر و رو و کناره های پل و خلاصه، نه که خیلی آب هست، لابد لازم بوده پل. نمی دونم.

صدای هد فون این دختره میاد. نمی دونم دهنش که بازه، صدا از تو هد فون تو کاسه کله اش می پیچه از دهن می زنه بیرون، یا اینکه سیمشو تا ته نتپونده احمق داره برای همه پخش می کنه!

خدا شفاش بده