عصر رفتم دانشگاه
دم امتحانی، یک موضوعی انداخت وسط پاک حواس ما را از بقیه مباحث پرت کرد مردک!
سری فوریه. می گه تابع را از دومین زمان به دومین فرکانس می بریم.
صبح پرسیدم خب چرا؟ توی دومین زمان می تونی شتاب، سرعت و جابجایی را داشته باشی و همینها بس است واسه محاسبه نیروها.
چرت جوابمو داد به نظرم. می گه استانداردهایی هست که ایمنی و راحتی کاربر را با فرکانس دیکته می کنه!
خب می تونست استاندارد را حسب جابجایی یا سرعت یا شتاب یا نیرو تنظیم کنه! می مرد؟!
عصر دیدم این حکایت ها نیست انگار. حداقلش اینه که یک طیف موج را که یکمشت خاجی بوجی هست نگاه می کنی نمی فهمی چی توشه. آبگوشت نیست که دیده بشه اجزاش. حلیم است! با سری فوریه معکوسش می کنند و محتویاتشو کشف می کنند. جالبه که یک موج سینوسی توی دومین جابجایی یک فرمی داره واسه خودش، به سری فوریه که می ره می شه یک خط تیزکی!! تازه دیدم یک عده این امواج را روی دستگاه مختصاتی دایره ای پیاده می کنند و یک طرحهای هندسی گل مانند قشنگی در میاد که تمامشو معنی می کنند!!
بگذریم
یک ایمل داشتم امروز. از اداره خوابگاه ها. نوبتم شده است و یک اتاق پیشنهاد می ده که یک و نیم برابر اینجا قیمتشه. مسافتش هم ظاهرا دورتر است. سخت فکرمو درگیر کرد که برم یا نه. فکر می کنم اگه جای گرمتری باشه، و نورش بیشتر از اینجا باشه، جابجا بشم. ماهانه حدود هفتصد هزار تومن هزینه ام بیشتر می شه. واسه کی می خوام؟!! بذار خرج خودم کنم. خدا بزرگ است...
نه؟
امشب براش ایمیل می زنم که می خوام اتاق را ببینم و فردا که جواب بده، اگه بتونم قرار بذارم برم ببینم داخل اتاق و کل ساختمان را ،تصمیم نهایی را می گیرم. میلم به رفتن است بیشتر تا موندن.
آبجی خانوم هم می گه کریسمس بیا انگلیس. قرار شد دعوتنامه برام بفرسته. اینم یکم هزینه هاش برای جیب فعلی من بالاست، شاید نزدیک به 200 یورو بشه ولی، فکر کنم بهش راغبم. خونه اون بزرگه می تونم یک مدت بمونم پیشش...
نمی دونم...
اگه وسیله هام نبود، شاید چند ماه می تونستم بمونم انگلیس اصلا! نود روز!
می شه ؟!
کلاس که ندارم، برم بمونم اونجا! استادم از خداشه!
سه ماه اگه بتونم بمونم، مدت زمان ویزا، ششصد یورو می شه کرایه خونه ام حذف می شه. مشروط به اینکه زمستون بمونم همینجا و کریسمس وسایلمو ببرم بذارم خونه یکی رفقا و خودم برم! دو سه ماه بدون مکان باشم در واقع...
اوه. اداره مهاجرت اینها می کشتم!
چه کنم؟