این روبینز چشه؟

زنش که نبود خیلی خوشحال تر بود.

البته دچار عذاب وجدان هم بود و دلش برای دختر بچه اش خیلی تنگ می شد.

دقیقا می شد دید اشک تو چشمش حلقه می زنه هر بار.

منتهی،

از وقتی زنش اومده هم کلا پکر است! 

عکس  دوست دختر برزیلی اش را نشونم داد، یک چیزی بودش هاااااا! وحشتناک از خوبی!

زن خودشم بد نبود، اما، فکر کنم یک غری به جونش می زنه مدام وگرنه مگه می شه آدم اینهمه پنچر باشه مدام؟

حالا بهش بگی می گه بخاطر صبح دوشنبه بودنه!

دیوار حاشا دیگه.