طاهره، 

همون خانوم طلا، 

همچنان در انتظار ویزا است و این ترم را از دست داد.

الان سراغشو گرفتم، می گه می خوام ناهار برم پارک جنگلی

تهران اند

می گم با دوست پسرت؟

می گه آره!

(حالا از اون بی بخارهاست ها. واسه اذیت کردنش می گم اونم متقابل)

بهش نوشتم دیگه کم کم باید از شیر بگیری اش!

:))

داره بپر بپر می کنه 

:))

چرا آقا؟ از شیر گرفتن، نشانه بزرگ شدنه. بده مگه؟ این چشه ؟!؟