یک یورو
می گه
هنر آن نیست که همدیگر را پیدا کنیم!
هنر آنست که هم را گم نکنیم!
والله!
من صبح یک سکه یک یورویی رو زمین پیدا کردم!
این هنر نیست! هنر اینه که پول خودمو گم نکنم!
و گم کردن که اتفاق است و پیش میاد، مهم اینه پولمو هدر ندم!
نه؟
اماپیدا کردن هم خب خوبه،
خععععععلی مزه می ده.
البته به دو یورویی خیلی بیشتر علاقه مندم. قبلا هم که گفته ام خدمتتون.
عرض کنم که به دلخوشی، تقریبا سیصد و اندی هزار تومن در ماه به هزینه هام اضافه شد، سر رفتن و آمدن به کلاس زبان.
تا خدا چی بخواد.
صبح را با چک کردن وب، فیس بوک و لینکدین می آغازیم. طبق معمول برای یکی دو نفر درخواست دوستی می فرستم یا درخواستهای بقیه را تایید می نمویم. بعدش، بخصوص در لینکدین، نظرات فنی علما را راجع به یکی از موضوعاتی که پهن بوده می خونی و یکیشونو سوک می کنی. این کار خوبی است. خطرناک، اما با فایده. از این نظر با فایده که فردا میای می بینی یا جوابی بهت داده اند، یا یکی دو نفر را با این کار کشونده ای به صفحه خودت و پروفایلتو خونده اند. تمام اینها به طمع بسط آشنایی ها و یافتن یک شغل و به نهایت اندکی پول انجام می شود. دیگه بعدش باید ببندی و جمع کنی و بری سراغ یک کار یکم جدی تر. عموما یکی دو تا مقاله بهم تعارف شده از طرف academia که وقتی با زمی کنی می بینی قبلا خوندیشون...