می خواستم قهر کنم هیچی نگمااااا،

بازم عطوفتم شکفت براتون.

عرض کنم که امروز شش صبح بیدار شدم! تاریکه هوا اون ساعت.

خیلی عجیبه کاری که می خوام بگم منتهی، کردم!

گوشت خرد کردم!

با پیاز تفت دادم!

شش صبح! شش و نیم!

بعدش عدس پاک کردم و شستم و ریختم سرش و درشو بستم و تاااااازه رفتم دوش گرفتم!

ناهار دیگه! ناهار چی بخورم پس!!!

اولین بار است که عدسی ام گوشت داره . بعیده فرقی کرده باشه چون مغز استخون لازمه داره عدسی نه گوشت صافی. بهرحال زدم بهش دیگه.

تا اومد هشت و نیم بشه اساس پخت باباش در اومد. دیگه همونجوری سر گاز زیرشو خاموش کردم که حالا تو داغی خودش و گاز هم اساسی حال بیاد تا ظهری برم ببینم روزی ام بوده بخورم، یا یک خرابکاری ای شده.

رفتم کتابخونه، خیلی حواسم نبود به مبحث. سرفصل را گرفتم و پاشدم.

الان یکم با رفرنسهام ور رفتم. بایگانی کردن موثر، از کلیدی ترین کارها تو انجام تحقیقات است! اینکه چیزی که می خوای را بتونی سریع پیدا کنی! بعد از چندین ماه سعی و خطا دارم به جاهایی می رسم که فکر می کنم جای درست و روش درستی هست. تا باز کی اینو بریزم به کول هم!

سردمه! یک چیزی مثل مانتو ، مردونه، لازم دارم!

مثل رب دوشامبر !

همچین از بالا تا پایین بتونم خودمو بپیچم توش و گرم بمونم!

نیست گمونم...

کلاس دارم عصر...

هان راستی، به تمام ایرانیان متقاضی ویزای تحصیلی، انگاری ویزا داده یا دارند می دن. عنقریب حالا بلیط طیّاره گیرشون نمیاد، بعدش خونه گیرشون نمیاد :))

البته فعلا گفته اند ده روز طول می کشه تا ویزاشون از ابوظبی، برسه تهران !

با شتر میان!

آقا اقدام کنید. به جان خودم قل سیروا فی الارض از فرمانها معطّل خدای متعال است. حرکت کنید...