من می گم به این قدیمی ها اعتماد ندارم،
نگید چرا.
تاحالا چندین بار اشعارشونو براتون بازخوانی کرده ام.
کبوتر بچه کرده، یک قلمش! تکرار نمی کنم.
الان یک لحظه چشمم افتاد به شعر کنار وب،
ما شبی دست بر آریم و دعایی بکنیم.
خب خیلی هم خوب. بعدش؟
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم!
این یعنی چی دقیقا؟
الا اینکه داره می گه تعهدات اخلاقی اش را زیر پا می ذاره و می ره سراغ یکی دیگه ؟
یادش بخیر یک خانوم همکارمون بود، از اون خانومهای ترسناک!
قرتی می پوشید با همه می گفت می خندید کار هم به تخمش بود. بلد نبود در واقع.
یک موقعی حرف شده بود، گفته بود که به شوهرم گفتم تا وقتی تو کج نری، منم نمی رم!
اما وااااااااااای به حالت بفهمم نگاه چپ کرده ای به کسی! اونوقت منم می دونم چه کار کنم!
نگاه دار سر رشته تا نگه دارم!
البته اون سوادش به این حرفها نمی رسید منتهی، با اخلاقی که ازش سراغ داشتیم شک نداشتیم که اگه شوهره پاشو کج بذاره، خانوم مهندس از دربون شرکت تاااااااااااااااااااااا همسایه بغلی را سرویس می ده!
و شوهره طبعا بهتر از ما می شناختش! یک برّه رامی شده بود! سه تا سه تا ازش بچّه می ساخت! مرد زندگی! سر در پیش، به فرمان جلو دار!
اون بدبخت کار می کرد این خانوم مارک می پوشید تو اصفهان!
خدایی مگه برای ما مردها حروم است این کارها ؟
پریشب ها همکارم کانکت شد ، رئیس اسبقم. جویای حال. یک سوالشم این بود که هزینه ها اذیتت نمی کنند؟
گفتم چرا! منتهی، کدوم مرد خاک بر سری هست که ارزونتر زن ممکنه را به مهریه و صداق یک جلد کلام الله و شصت سکه بهار آزادی بهش نداده باشند، و این نامرد از عهده ماهی یک سکه طلا، تا شصت سکه بر نیاد ؟
همینه دیگه. من چهار سال هم اینجا باشم می شه پنجاه ماه! هر ماه دیگه پنج میلیون که بیشتر خرجم نمی شه که! می شه؟ اصلا گیرم ده میلیون خرجم بشه! مهریه زن من بوده 120 سکه، بخاطر حالی که نکردم، بخاطر جنگ اعصابی که باهاش داشتم، طلاق دادم! الان دارم تا صد ماه، ماهی یک سکه می دم. واقعا مهریه 120 سکه ای دیگه دختر می دن به آدم ؟ تازه اون مهریه را بعد از چند ماه حال حیوانی باید از دماغت بدی، من عین این 120 ماه را دارم کیف می کنم! مگه نه اینکه مطلوب ترین و آسون ترین کار دنیا (درس خوندن) را دست گرفته ام؟ دیگه از سلمونی تا استخر هم که مختلط است! چی می خوام !!؟
سوالها می کنند گاهی این آدمهای نادان !