پوففففففففففففف!
اشتباهی رفتم تو چپو من!
اصلا حواس ندارم. چمه ؟!!
مشغول شدم یک پروپوزال تازه بنویسم. واسه خفّت دادن استاد هم که شده، چندتا دانشگاه می فرستمش و اگه شرایط بهتری کسی پیشنهاد داد، جابجا می شم!
منظورم از شرایط بهتر ،بورسیه هست. وگرنه جایی خبری نیست.
به این بابا هم باید بفهمونم دانشجوی دکتری را راهبری کردن، عرضه می خواد. هم سنّش یک تیم داره، بهترین کامپیوترها را داره، یک آزمایشگاه زیر نگینشه و چندین پروژه ملی،
این خاک بر سر نشسته بین am , is , are داره با من بحث می کنه!
جسارت به کسی نباشه اما، همیشه همین شده. خانواده هایی که سطح پایین تری داشته اند بچه های بزن بهادر تر و شجاع تری داده اند. خانواده های اصولی تر و مرتب تر که ادب یاد بچه داده اند، بچه را تو ظرف مربا ول می کنند! نمی تونه راه بره. محیط کشسان است. نگهش می داره. حتی حرف معمولشو نمی تونه بگه!
اونروز داشت می گفت مقاله هایی برای من ارسال می شه که من می بینم اصلا نگارش خوبی نداره، بر می گردونم می نویسم این مقاله توسط شخص انگلیسی زبان نوشته نشده است!
حالا فکر کن اسم یارو چینی است. هر خری می فهمه. هر خری هم منظور تو رو می فهمه. منتهی، زبان اختراع نشد که چیزی که می خوای بگی را یک جور دیگه بگی! برعکس! اختراع شد که بتونی چیزی که تو دلت تو مغزت هست را صریح بگی!
مرده شور هرچی خانواده ادب پرور است ببره، به حقّ علی! با اون پخمه هایی که تحویل جامعه می دن!
واللللللللللله!
با شمام ها! یکم فحش یاد بچه بدید! بذارید بریزه بیرون! بچه باید خاک و خلی باشه. گلی باشه. کثیف باشه...