خب، ماجرای مرگ همسایه بیخودی بود.

ایشون  دخترشون بودند گویا.

واسه صدور سندهای ساختمان بعد از 12 سال، نیاز به شناسنامه و کارت ملی مالکین محترم هست. که ایشون اسکن کنه و بعد برن داخل واحدها مترکشی کنند و الخ!

دختره نادون! بهش می گم مدارکم اینجاست، میگه مال یکی دیگه را بفرست کارمون راه بیفته فعلا!!

یعنی خر پیش این لیسانس کشاورزی فیلسوف است! خب بگو کارت ملی و شناسنامه خودتو بذار اگه اینقدر خر تو خره و می شه هرکی هرکی باشه! بابا می خواد سند صادر کنه! الاغ! یک تناقض تو مدارک پیدا بشه باید سالها بدوی و دادگاه و پاسگاه کنی! بعد می گن چرا کارها گره می خوره تو هم.

بهرحال،

جالبی ماجرا اینه که کلید خونه و اینکه کی اونجا باشه در را باز کنه هم حکایت است الانه! اگه یک زن و دو تا بچه داشتمااااا، الان منزل بودند! فوقش تا مهندس داشت متر می کرد یکم پشت سر من نال و نفرین می کردند که بی خرجی ولمون کرده و رفته. مهم نبود. عوضش کار شرکا معطل نمی شد!

نه ؟