یکم ننه من غریبم بازی کنم براتون، احساس خوشبختی کنید ؟
عرض حضورتون که الانه یک لحظه، هوس نون پنیر سبزی کردم!
نمی دونم کیلویی چند شده سبزی خوردن. شاید چهارده هزار تومن. شاید بیشتر. منتهی، اون تنوع سبزی خوردن ایرانی را مجسم کن یک لول نون پنیر، با نون لواش! درست کنی و مملوّش کنی از سبزی بخصوص تره و تربچه، هوففففففففففففففف! زندگی کجایی که بس دورم ازت !
یادمه اداره که بودیم یک گاهی همچین چیزی را می برم با خودم شرکت! خدا منو ببخشه لابد دلشون می خواست بر و بچ. عطر سبزی...
آش آبادان سر صبح را چرا نمی گی
یا آش رشته را. چه زمانی که تازه می پخت آدم، یا فرداش که داغش می کردی و اونقدر کشک بهش می زدی که بشه آش کشک!
یعنی من دیگه عمرم وصال می ده به آش دوغ مامانم ؟
به قیمه و قرمه و به چلو کباب چرک با گوشت خر ؟
به پفک! پفک ایرانی ! شوووووووووووووور!
هعی! به چه روزگاری که نیفته آدم! کم کم باید برگردم فکر کنم! اقلا یک سری بزنم!
موافقید ؟
نشسته ام دارم می خونم که آقای روزنبولت پنجاه سال قبل چطوری کون گشادی اش را به بسط یک روش آماری منتهی کرد و الان می شه بجای یک عاااااااالمه انتگرال، دو یا سه نقطه تابع را حساب کرد و چندتا ضریب هم تخمین زد و همه اینها را به هم ور کرد به اصطلاح و بشه آنچه که باید می شد!