هه هه یارو کامپیوترو زد زیر بغلش آورد گفت درست نشد! یک نو باید بخری!

حالا منتظرم ایمیلشو بفرسته بدم به اوستا جونم!

مرتیکه بز!

می دونم حالا تمام پس اندازی که دستش دارم را زارتی می ده یک کامپیوتر، در هر حدی که بشه، حروم می کنه پول را منتهی، چاره ای ندارم. نمی دونم ده درصد یا سی درصد از شهریه ام اختیارش دست این یابو است.

نفهمیدم هم چی شد. خدایی کاری باهاش نکردم که این بلا سرش بیاد. رو زمین بود ولی هیچوقت لگد هم نزدم بهش. گرچه، الان لابد پیش خودش فکر می کنه من یک سیخی بهش ورکرده ام. ازش نمی گذرم اگه هر فکری می خواد بکنه گفته باشم!

والله. 

مظلوم گیر آورده اند نامردها.