سارا
سارا، اسم استادی است که خیییییلی حرف می زنه و هیچ ملاحتی به زنانگی نداره. جالبه که این اسم بین المملی است و جالبتر اینکه بیشترین تعداد اسم دوستای من سارا است!!
تاحالا فکر می کردم این انگلیسی نمی تونه حرف بزنه. یعنی نزده بود . نمی دونم چرا. امروز سرشو کرد تو اتاق و هیچکس نبود، یک عااااااالمه با من انگلیسی حرف زد!! دم بریده!
نمی دونم امروز اصلا چی شده بود که همه باهام حرف می زدند! تنها تفاوتم با روزهای قبل این بود که امروز حموم نرفتم!!!
بخدا!
صبح فقط ریشمو زدم ولی دوش نگرفتم. تمیزم. انگاری اما بگی آدمیزاد به بوی عرق جلب می شه بیشتر!!!
ده تا کیس کامپیوتر تو اتاقمون پیدا کردم بی مالک! قرار شد دوشنبه بعد از ظهر بیان کمکم کنند که ببینم کدوم بهتره همونو بردارم. صبح دوشنبه بعد از چهل روز نوبتم می شه که برم جواب آزمایشهای قلب و خون و الخ را نشون دکتر بدم. از اون تاریخ که رفتم معاینه فقط یکبار درد سینه داشتم. امیدوارم کلا مشکلی نباشه ولی خب، نمی دونم هم چی بود. بهتره تحت نظر باشم، اقلا سالی یکبار یک سری تست ضرر نداره. تازه می خوام زندگی کنم! فکر کن!
خخخخخ
هان، با سارا راجع به فاند یا همون کمک هزینه تحصیلی حرف زدم. خیلی جالبه بعنوان یک استاد جوون، می گه باید پروژه بگیریم و چند جا پروپوزال داده ایم شاید برنده بشیم. می گه نمی تونیم هر سمتی خودمون خواستیم موضوع تعریف کنیم بهرحال یکی باید پولشو بده و ناچاریم حسب نیازهای واقعی پروژه تعریف کنیم که پول بگیریم. الان هم تغییرات اقلیمی و نمی دونم بالا اومدن تراز آبها و از دست دادن خشکی ها مساله روز است لذا بای بریم سمت اون. یا سمت سدهای باطله که از فعالیت های معدن ها حاصل می شه و عموما خطرناک هم هستند.
تفاوت یک استاد اینجایی، با یک استاد اونجایی!!!