دوای درد
:))
یک شمالی غیور واکنش نشون داد:
" قبلا گفته بودی پرتغالی ها زشت و بد هیکلن نه؟😒 "
:))
عرض کنم که همه جا زشت و خوشگل هست رفیقّه!
جالبه که اینجایی. که از قضا امروز یکیو می دیدم دقییییییییییقا شبیه بود به خود شخص شما ! باور کن مو نمی زد! دقیقا جمجمه و بعد رنگ پوست و تن صدای شما را داشت. فرم چشمها، با همون مدل مهاجم حرف زدن شما!
حالا لابد می گی من کجام مهاجمه و الخ و دولخ، دیگه چووووونه نزن با من. این مونده تو پس ذهنم ازت. و البته بد نیست اینم بگم.
در مجموع، درسته من شما را زیاد ندیدم و ممکنه کلا توهمات ذهنی من به این آدم منطبق شده باشه، چون خودتون که قطعا مقرّید من و شما نامحرم بودیم و خلاصه امکان زیارتتون حاصل نشد ولی خب، امروز یادت بودم شدید.
بسیار شدید !
اینجا بودی به قرآن! تو مترو لاین D !
سرما خورده ام انگار. برم شراب بخرم شاید خوب بشم! هان؟
این پسره نکبت آرتور عسل و آبلیمو و آبمیوه و شراب را به هم ور می کرد بعنوان دوای ضد مرض!
البته خوب خوب نشد خدایی! لابد شرابش کم بوده تو مخلوط