بارون اومده،
رو چمنها یک جاهایی آب جمع شده است.
یک مرغ دریاییه ،
احمق،
اومده رفته نشسته تو یکی از این چاله ها،
هی سرشو می کنه تو آب،
میاره بیرون،
به طرفی تکون می ده آبشو می تکونه، مجدد می کنه تو آب!
بعد، انگار نه انگار که اگه اون کون فراخشو هم بکشه پنج دقیقه بال بزنه، می رسه به اقیانوس اطلس!
نشسته تو یک چاله آب،
جلق می زنه، لابد!
نتیجه:
عمر کمه صفا کن،
گذشته را رها کن
اگه نباشه دریا،
به قطره اکتفا کن خلاصه!
اینم دیده اینجا حال می کنه، نشسته! به تخمش که این چاله آب اندازه قطره هم نیست پیش اقیانوس! مهم حال خوششه!
می دونید؟
لذت بردن از هر چیزی، ولو ترک دیوار!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۸ ساعت 17:49 توسط آرش
|