برگرفته از وبلاگ 

http://omidkhan1977.blogfa.com/post/580

 

بسا بیدق که چون خردی پذیرد / به آخر منصب فرزین بگیرد

 

درود بر شما

 

مشرق زمين گهواره رمز و رازهاست. پر از اسرار، پر از داستانها، پر از پيچيدگيها. انچنانكه حتي داستانهايش هم پر رمز و رازند و هزار پيچ، باغهايش نيز اينچنينند، هنرهايش نيز بدينگونه پر از ايماء و اشارتند و همه و همه پرند از درسهايي از زندگي. حتي حتي بازيهاي اين خطه نيز چون زندگي پر رمز و رازند.

شطرنج نمونه كاملي است از اين بازيها. اينكه شاه با تمام شاهي اش تنها به يك حركت گهگاه كفايت مي كند!! وزير (فرزين) كه دست راست شاه است همه نوع حركتي دارد و هر حدي برايش مجاز است!! فيلش مورب است و رخش مستقيم، اسبش تنها مهره اي است كه ميتواند بپرد!! و در نهايت سرباز (بيدق) اين پرمهره ترين عضو اين كارزار كه حق برگشت و عقب نشيني ندارد. انكه تنها مورب برش دارد و انكه كمتر رويش حساب ميشود اما... اما همين بي ارزشترين مهره وقتي صفحه را به پايان برد، فرزين ميشود. جالب اينكه تنها او ميتواند در صورت حذف وزير، به اين جايگاه نائل شود، جايگاه دست راست!! اما اين رمز، اين ترفند، اين نكته، حرف بسيار دارد و از همه مهمتر اينكه چرا سرباز؟

شايد مهمترين درسش اين باشد كه هشت سرباز در اين صفحه اند كه هر يك اماده فرزين شدن اند. اما نبايد فراموش كرد تمام اين بودن و اين صعود و كيميا، منوط است به بودن آن تك مهره اي كه يك حركت بيش ندارد و بودن و نبودن اوست رمز بودن تمام مهره ها!! انچنانكه براي حفظش بارها ميتوان فرزيني را به مسلخ برد و بيدق ديگري را فرزين نمود!! سرباز فرزين شده مغروري كه در لحظه خاص و لازم، ان همه ازادي حركتش دليلي ميشود براي سريعتر حذف شدنش در راه حفظ و ماندن شاه!!