یاوه
به نظرتون می شه منم یک روزی یک مستر کلاس بذارم؟
از چی می گم اون زمان؟
تجربیات...
چه فهمیدیم ماها
چه زیستیم آیا ؟
چه ارزشی داره آدامس جویده من برای شما ؟
غیر از بزاق...
تف! چه تفاله هایی تو مغزمه امروز انگار...
مدتها لپ تابم دنبالم نمیارم که نخوام وقت بذارم.
بعد تلنبار می شه
هنگ می کنه تو مغزم
تو چشمام
شده پشمتونو که مدتهاست زده اید زیر دوش می زنید و تمامش می ره دم اون سوراخهای درشت راه آب را می گیره ؟!
موهای سیاه فرفری!
زبر و سیاه!
افکار آدمها،
تفاله های مغزشون
وقتی بیرون نریزی، تلنبار می شه
آتیش می گیره حتی!
انبار کاه!
نمی دونم چرا، اما یک انبار کاه، دماش هی می ره بالا!
هی می ره بالا
هی می ره بالا
می سوزه آخر کار...
دوووووود می شه...
حسهای شما دخترها
وقتی نگی تعفنش تمام وجودتونو می گیره و مسمومتون می کنه
حسادت
بدخواهی
شاید اشک، با اون همه شوری اش، پاک ترین فرم خروجی اش باشه
بازم شوره
راستی شوره اشک؟
یا بعد که نمکهای روی پوست را حل می کنه شور می شه ؟
اصلا شوره ؟
من واسه تو قید دریا را زدم
به در و دیوار تنگت می زدم
تو بیابون دلت نفس زدم...
دریا! بغلم کن بغلم کن که شدم تنها!
بغلم کن بغلم کن، بین نامرد ها
منو تک ننداز!
دریا! اشتباه کردم که از دست تو سر خوردم
توی ای مرداب با این آدممها بر خوردم!
بد کم آوردم!
بد!
(آهنگ مسیح و آررش است ها. نذارید به حساب کس شعرهای من)