خب،

جونم براتون بگه از تنگی کونم، به اصطلاح!

خعلی تنگ شده دو روزه! خودمو چشم نزنم، چشم شماها هم کف پام، امروز قبل از ساعت هشت اومدم اتاق کارم.

اول دستور پخت ته چین را برای کارما خانوم مدون کردم و با عکس و رسم خلاصه ایمیل کردم بهش! به پرتغالی! اینو به اون میشتورار کن و کمپرار کن و خلاصه بذار کازینیار بشن با هم. یک اووو لازم داری و دو پیمانه اخوز و یک پیکو فرانگو که بشه سینه مرغ تپل و بلوری سایز هشتاد نود و خلاصه یکم روغن و زعفران و سال یا نمک. دیگه حالا نگاه می کنه کلی ایرادهاشو درست می که و پرینت می کنه می زنه تو تابلو تو دبستانمون! همه ببینند که فلانی از ایران، اینو می پزه!

خدایی ولی داشتم فکر می کردم کسی این دستور را بخونه و ندونه یا نخورده باشه فقط باید عق بزنه! کدوم خری تخم مرغ را توی ماست تحمل می کنه؟ 

بگذریم.

یک ایمیل هم زدم برای استاد خلم. یک پلان نوشته پاراگراف دومش نا مفهومه و من هنوز سر جنگ باهاش ندارم که مثل خودش تند بنویسم و نوشته را بکنم تو کونش منتهی، 

دلیل نمی شه که نکنم تو کونش!

من فقط چربش می کنم و می کنم! تا پروستاتشو حال بیاره!

دیگه از خوشبختی های امروزم اینه که می دونم تو دو ساعت آینده می خوام چه کنم! این خیلی حرفه! اینکه آدم سردر گم نباشه. بدونه کدوم گوری می خواد بره بخوابه! فلذا، عزّت مزید الانه تا بعد.

هان، یک قاچ مفصل کیک هم کنارمه. دیروز یک لحظه حس کردم تو کیکم مو بود! خب چون تمام مراحل کاشت و داشت و برداشت با خودمه قطعا جای شکی نبود که اگه مو باشه هم مال خودمه. و بود! یک موی سفید کوتاه!

اینم از هنرمند بودن ما!

رییییییدیم به اصطلاح!

کیک بفرما.

به منصوره گفتم رییییییییدی!

گفت آبم قطع!

خخخخخ.

منصوره دوست یک هفته ای من است. درواقع دوست دختر یکی دوستان هست که به هوای عشقی که به سرش افتاده می خواد یکماه دیگه وقت سفارت آلمان را بذاره کنار و بمونه کوس آزاد بده!

بهش گفتم خاک بر سرت!

واقعا بعضی ها خیلی نفهمند. طرف دو سال تو صف سفارت بوده. زبان خونده، کار کرده، الان صرف یک  خری که اومده رو بومشون براش سوت زده، می خواد آینده اش را ببره دفن کنه. من می دونم دیگه. دوست پسرشو می شناسم! تا ته عمر فقط غر می زنه و نا امیدی نشخوار می کنه. اوج هیجان زندگی اش اینه که از دیجی کالا یک چیزی را ییهو خوب بخره! 

خدا را شکر که طرف بدش نیومد با اینحال. دختر بالغی است. هرکی دیگه بود الان عه و پیفش هوا بود.