آرنج دست چپم صبح توی تخت فشرده شد و درد می کنه

احساس می کنم قراره یک جایی ام بشکنه ! خیلی از اون مواقعی هست که حس می کنم واقعه را قبل از وقوع!

به خیرگذشت بهرحال. با آب گرم تو حموم یکم با ملایمت مالشش دادم کم شد مشکلش منتهی

بعد از حموم، دستگیره در اتاقم تو دستم شکست و سر شکسته اش فرو رفت کف دستم و خلاصه سوراخم کرد! یکم خون اومد. بحث در حد بخیه و دوختن نبود البته. همونجا خیس و خیس نشستم پیام دادم به صاحبخونه که مردک! دستگیره بخر بیار! تا الان دو تا دستگیره ها تو دست خودم شکسته است! یکی هم اتاق رفیقمون دیدم شکسته بود تابستونی. حالا تا ببینم چه می کنه. نزدیک به آخر ماه است ممکنه بیاد سراغ کار.

خودمونو نکشیم جای خیرات داره.